آمار هر آنچه یك ایرانی باید بداند! - مطالب تاریخ و فرهنگ ایران

پایتخت های فرهنگی ایران در دوره های گوناگون

(هگمتانه . همدان) = مادها * ( شوش- پاسارگاد – شیراز) = هخامنشیان * (دامغان – اشک آباد – تیسفون ) = اشکانیان * ( تیسفون – بیشابور- کازرون ) = ساسانیان * ( مدینه – تیسفون – بغداد ) خلفای راشد ین * (دمشق ) = امویان * ( بغداد ) = عباسیان * ( طبرستان ) = علویان * ( بخارا – نیشابور- مرو ) = طاهریان * (زرنج ) = صفاریان * ( بخارا ) = سامانیان * ( اصفهان - جرجان ) = زیاریان * ( همدان – ری – کرمان - شیراز- خوزستان - بغداد ) = آل بویه * ( غزنین ) = غزنویان * ( افغانستان ) = غوریان * ( ترکیه فعلی ) = سلاجقه * ( آذربایجان ) = اتابکان * ( افغانستان – خراسان ) = آل کرت * ( اتابکان فارس ) = فارس * ( کرمان ) = قراختائیان * ( نیشابور – اصفهان ) = سلجوقیان * ( قلعه الموت ) = اسماعیلیان * ( خراسان – سبزوار ) = سربداران * ( سمر قند – خوارزم ) = خوارزمشاهیان * ( مراغه – تبریز- سلطانیه ) = ایلخانیان * ( کرمان – فارس – کردستان ) = مظفریان * ( سمرقند – هرات ) = تیموریان * ( تبریز – قزوین – اصفهان ) = صفویه * ( مشهد ) = افشاریه * ( شیراز – کرمان ) = زندیه * ( تهران ) = قاجاریه * ( تهران ) = پهلوی

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 22 اردیبهشت 1390    | توسط: علی    | طبقه بندی: تاریخ و فرهنگ ایران،     | نظرات()

سخنان داریوش بزرگ در كتیبه نقش رستم

------------------داریوش بزرگ : خدای بزرگ است اهورامزدا. که این جهان را بیافرید . که خرد و نیروی کوشش را بر من ارزانی داست به خواست و نیروی اهورامزدا شاهم و فرمانهای او را اجرا میکنم این چنین

دوستدار و پیرو راستی هستم و بدی را دشمنم . خواهان داد و عدل هستم . نه می خواهم که از سوی توانایی به ناتوانی ستم شود و نه میخواهم که ناتوانی به توانایی بد کند
آنچه موافق راستی است میل من است و آنچه خلاف راستی است به شدت با آن مخالفم . خویم را در حد اعتدال نگه میدارم و چون خشم بر مرا فرا گیرد با اراده بر آن چیره میشوم تا مبادا ناروایی روی دهد
هوس اسیر دام من است و بر آن سخت حکومت میکنم . آنرا که نیکی کند مطابق نیکی اش پاداش میدهم . آنکه بد کند به کیفرش میرسانم . به هیچ وجه مایل نیستم که زیان و بد کرده شود و چون کسی مرتکب بدی شد به هیچ وجه مایل نیستم که بی کیفر بماند . هرگاه مردی بر علیه کسی ادعا کند تا مورد دادرسی واقع نشود بر او حکمی روا نمی کنم . از آنانی خوشوقت و خشنود هستم که با تمام نیرو و قدرتشان در راه نیکی بکوشند این چنین است رفتار و کردار من و این است آنچه که من می کنم
در میدان نبرد رزم آرایی چیره هستم . در پیکارگاه دستانم میجنگند . چشم و هوشم نیز بکار است . آنانی که فرمانبرند می بینم و آنانی که خلافی کنند کارشان بر من پوشیده نیست . در میدان پیکار به چالاکی میجنگم . از نیروی دستان و پاهایم به خوبی بهره مند هستم . سوار کاری زبده و چالاکم کمانکشی ورزیده هستم . چه به هنگام نبرد پیاده و چه سواره . نیزه گزاری چرب دست هستم . این و هنرهای دیگر را اهورا مزدا بر من بخشود . اهورامزدا یاری ام کرد و نیروهایم را به نیکی هدایت کرد . ای مرد که این را میخوانی . نیک آگاه باش که داریوش چگونه شاهی است . چه هنراها و نیروهایی دارد . این برای تو ناراست نباشد . آنچه را که گفتم عمل کن. در این كشور ها ، مردی كه وفادار بود ، نیك پاداش دادم و آن كه دشمن بود نیك كیفر دادم ، به خواست اهورامزدا این كشور ها قانون مرا اجرا كردند . آنچه به آنان گفتم آنگونه كردند
تو كه بعد از من شاه خواهی بود از دروغ سخت بپرهیز . مردی كه خواهد دروغزن بود نیك كیفر ده. اگر چنین می اندیشی باید كشورم در امان باشد . آنهایی كه پیشتر شاه بودند در آن مدت ، آنچه را كه من در یك سال و اندی به خواست اهورامزدا كردم نكردند . از آن رو اهورامزدا مرا یاری كرد، چون بدكردار نبودم ، دروغزن نبودم ، خطاكار نبودم ، نه من ، نه دودمانم . بر پایه راستی رفتار كردم : نه به ناتوان و نه به توانا بد كردم ، مردی كه با خاندانم همكاری كرد او را نیك پاداش دادم و آنكه زیانكاری كرد ، او را نیك كیفر دادم . تو كه سپس شاه خواهی بود ، مردی كه دروغزن یا خطاكار است او را دوست مباش و او را نیك كیفر ده . تو كه سپس این نوشته ها را كه من نوشتم ، یا این نگاره ها را ببینی ، آنها را ویران مكن ، تا جایی كه ممكن است آنها را بپای ، تا زمانی كه تندرست باشی
هر آنكه اهورامزدا را بپرستد ، بخشش وی از آن او خواهد بود ، هم در زندگی و هم پس از مرگ
اهورا مزدای بزرگ بزرگترین خدایان . او داریوش را شاه آفرید . او به وی شاهی را ارزانی فرمود و به خواست اهورامزدا داریوش شاه شد . این کشور پارس که اهورامزدا بمن ارزانی فرمود زیباست و دارای اسبان خوب و مردان خوب است به خواست اهورامزدا داریوش شاه از هیچکس نمی ترسد . خدای بزرگ این کشور را از دشمن - خشکسالی و دروغ محفوظ فرماید

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 22 دی 1389    | توسط: علی    | طبقه بندی: تاریخ و فرهنگ ایران،     | نظرات()

تاریخ ساسانیان تا اسلام

ساسانیان خاندانی شاهنشاهی در ایران بودند که در سالهای ۲۲۴ تا ۶۵۱ میلادی فرمانروایی کردند. پیشینه شاهنشاهان ساسانی از ایالت پارس بود آنان بر بخش بزرگی از غرب قارهٔ آسیا چیرگی یافتند. پایتخت ساسانیان شهر تیسفون در نزدیکی بغداد در عراق امروزی بود.
سلسله اشکانی به دست اردشیر اول ساسانی منقرض گردید. هم‌او سلسله ساسانیان را بنا نهاد که تا ۶۵۲ میلادی در ایران ادامه یافت.
اردشیر بابکان با پیروزی بر اشکانیان حکومت ساسانیان را در ۲۲۴ میلادی بنیان نهاد که ۴۲۸ سال در ادامه داشت. دولت ساسانی حکومتی ملی و متکی به دین و تمدن ایرانی بود و قدرت بسیار زیادی کسب کرد. در این دوره نیز جنگ‌های ایران و روم ادامه یافت؛ در این جنگ‌های طولانی، ساسانیان به‌عنوان رقیب قدرتمند دولت روم، جنگ‌های متعددی را با آن دولت انجام داد. در این کشمکش‌ها که تا پایان حکومت آنها امتداد داشت، زمانی ایران و زمانی روم فاتح بودند. ساسانیان با تصرف سرزمین‌های پهناور، قلمرو خویش را توسعه دادند، به‌طوری که قلمرو ساسانیان در دوره حکومت خسروپرویز به قلمرو هخامنشیان در زمان اوج این حکومت نزدیک شده بود. شاهنشاهی پهناور ساسانی که از رود سند تا دریای سرخ وسعت داشت، در اثر مشکلات خارجی و داخلی ضعیف شد. آخرین پادشاه این سلسله یزدگرد سوم بود. در دوره او مسلمانان عرب به ایران حمله کردند و بدین ترتیب دولت ساسانی از میان رفت.

ورود اسلام
حکومت مقتدر و بزرگ ساسانی در ۶۵۱ میلادی مقهور قدرت نوظهور اعراب مسلمان گردیدند. اعراب با کمترین امکانات به‌ایران حمله کرده و ایرانیان را در جنگ‌های قادسیه، مدائن، جلولاء و نهاوند شکست دادند؛ به این ترتیب اعراب موفق به‌انهدام حکومت ساسانیان گردیدند.
پس از استقرار دین اسلام در سرزمین ایران، تحولات بسیاری در عرصه‌های اجتماعی، مذهبی و سیاسی به‌وجود آمد. ایرانیان که از تبعیض طبقاتی موجود در کشورشان ناراضی بودند اسلام را پذیرفتند و در اشاعهٔ آن کوشیدند؛ با این حال هرگز مخالفت خویش را با سلطه اعراب به‌ویژه امویان و عباسیان بر خاک ایران پنهان نکردند و جنبش‌های استقلال‌طلبانه‌ای را به‌پا ساختند که تشکیل حکومت‌هایی چون طاهریان (۸۸۱-۸۲۶ م) و صفاریان (۹۰۳-۸۶۶ م) را می‌توان از نتایج آنها برشمرد.
 

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 22 آذر 1389    | توسط: علی    | طبقه بندی: تاریخ و فرهنگ ایران،     | نظرات()

جشن مهرگان در ایران باستان

------------------می گویند جشن مهرگان به مناسبت پیروزی ایرانیان بر (ضحاک) ستمگر به رهبری "کاوه آهنگر" بر پا شد. ایرانیان به شکرانه این پیروزی که در روز «مهر» (دهم) ماه مهر روی داد، جشنی بزرگ بر پا کردند.


این جشن شش روز به طول می انجامد، در برخی از روستا ها جشن مهرگان با ساز و شادمانی نیز همراه است و در روز پنجم جشن، گروهی از جوانان در محل آدریان یا سرچشمه قنات جمع شده و به شادمانی می پردازند.

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 22 مهر 1389    | توسط: علی    | طبقه بندی: تاریخ و فرهنگ ایران،     | نظرات()

سخنانی از پادشاهان ایران زمین

سخنان شاهنشاه هرمز فرزند نوشیروان دادگر در هنگام تاجگذاری

ای مردم نیکی ستون پادشاهی است و خرد ستون دین . نرمش بزرگترین بنیاد فرمانروایی است و هوشیاری سرچشمه اندیشه . خداوند من را به پادشاهی برگزید و سپس مرا توانگر ساخت و شما را با توانایی من نیرومند ساخت . من را عهده دار فرمانروایی بر شما و شما را به فرمانبرداری مکلف ساخت مردم ما دو گروه هستند . نخست زیر دستان و دیگری زبر دستان . زنهار مبادا توانمندان ناتوانان را طعمه خویش سازند و یا ناتوان با زبردستان با نیرنگ رفتار کند . زیرا این کار به سستی دولت می انجامد و پایه های کشور را متزلزل خواهد نمود . ای مردم بدانید که روش کشور داری من بر اساس رحمت و مهربانی به زیر دستان و بالا بردن شئون آنهاست و نه چیرگی بر آنان . ترحم و ارفاق بر زیردستان و دفاع از حقوق آنها خواست ماست و نه خوار شمردن آنان . آگاه باشید که نیازمندی های شما به ما در نیازمندی های ما به شماست . ای مردم از کارهای همانند یکی را برگزینید : پارسایی را ریا کاری - ریا کاری را کاردانی - مهر به خویشان را تملق - تظاهر را نیکو کاری - اسراف را گشاده دستی - و . . . شما در مفاهیم متشابه از کارهای پست بپرهیزید و بر آنچه موجب رضای خاطر ماست پایداری کنید . عدل و دادی را که برای رسیدن به آن می کوشیم به یاری آن ما با شما کارهای نیک انجام خواهیم داد پس در پرتو آن همه شما مردمان چه زبر دست و چه زیر دست در برابر من یکسان هستید . این کار زمانی بر شما روشن خواهد شد که ما زبر دستان را برای شما سرکوب خواهیم کرد . همانطور که نیاکان ما کردند . ما در اندیشه این هستیم که همگان را در جای خویش بنشانیم و هیچ حقی ضایع نگردد . ناتوانانی که هوای بلند پروازی در سر دارند مقامی دهیم که در پرتو آن دلاوری و شایستگی آن جایگاه را داشته باشند . پس خویش را برای اجرای یکی از دو مورد آماده کنید : یا راستی که از آن کار شما را بهبود خواهد آمد . یا ترس که شما را ویران خواهد نمود



گفتار شاهنشاه اردشیر یکم به فرزندش شاپور

بدان فرزندم دین و شاهی برادرانی توامانند و بدون تخت پادشاهی دین دوام نمی آورد و رو به زوال میرود و شهریاری بدون دین برجای نخواهد ماند و به فساد کشیده خواهد شد و بدان که دین بنیاد شهریاری و شاهی ستون دین است


گفتاراردشیر پاپکان بنیانگذار دولت مقتدر ساسانی پس از نشستن بر تخت پادشاهی ایران

سپاس و ستایش باد خدائی را که نعمتهایش را به ما اختصاص داد و ما را مشمول عنایت خود ساخت . خدایی که کشور ما را دوباره آرام ساخت و مردم را از شورش به اطاعت در آورد . او را چنانکه شایسته است می ستایم و از نعمتهایش که به ما ارزانی کرده است قدردانی میکنم . ای مردم بدانید که من همه تلاش خودم را در راه برقراری عدالت - ایجاد رفاه برای رعیت - آباد سازی و رونق کشور- نیکی به بندگان - حفظ یگانگی ملی و بازسازی خرابیها به کار خواهم گرفت . اینک من به همه شما اطمینان میدهم که با قوی و ضعیف و شریف و افراد پلید با عدالت رفتار کنم و اجرای قانون را سر لوحه خود قرار دهم و چنان به نیکی رفتار خواهم کرد که ستایش همگان شما را بر خواهم انگیخت و کارهای آینده من گواه بر گفتارم خواهد بود

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 7 شهریور 1389    | توسط: علی    | طبقه بندی: تاریخ و فرهنگ ایران،     | نظرات()

تاریخ صفویه ، نخستین حكومت ملی بعد از اسلام

پ‍س از سال‌ها فرمانروایی تیموریان و تشکیل حکومت‌های کوچک و بزرگ که عمده آن‌ها فرهنگ ایرانی را بازمی‌نمایاند، صفویان فرمانروایی گسترده‌ای را شکل داد که می‌توان از آن به عنوان یکی از دودمان‌های شاهنشاهی ایران نام برد و پس از دوره‌های گوناگون حکومت‌های ملوک الطوایفی و پس از سال‌ها توانستند دوباره ایران متحد را بنا نهند.
از نظر تاریخ ایران، دولت صفوی دارای دو ارزش اساسی و حیاتی است:
- نخست ایجاد ملتی واحد با مسئولیتی واحد در برابر مهاجمان و دشمنان، و نیز در مقابل گردنکشان و عاصیان بر حکومت مرکزی؛
- دوم ایجاد ملتی دارای مذهبی خاص (تشیع) که بدان شناخته شده و به‌خاطر دفاع از همان مذهب، دشواریهای بزرگ را در برابر هجومهای دو دولت نیرومند شرقی و غربی تحمل نمودهاست.
به هر حال با تشکیل دولت صفوی، گذشته دیربازی از گسیختگی پیوندهای ملی ایرانیان به‌دست فراموشی سپرده شد و بار دیگر به قول ادوارد براون، از ملت ایران «ملتی قائم بالذات، متحد، توانا و واجب الاحترام ساخت و ثغور آن را در ایام سلطنت شاه عباس اول به حدود شاهنشاهی ساسانیان رسانید.».
رسیدن ایرانیان به مرزهای سابق خود و نزدیک به مرزهای دوران ساسانیان، در بعضی مواقع و به ویژه در عهد پادشاهی شاه عباس و نادرشاه به ایران شکوه و جلال پیشین را باز داد.
از دوره صفوی (۱۷۳۲-۱۵۰۱ م) مذهب تشیع به عنوان مذهب رسمی ایران معرفی گردید. مذهب تشیع با ویژگی‌های سیاسی و اجتماعی خویش باعث اتحاد و استقلال ایران گردید و هویت ملی آن را در برابر تهاجمات و ضربات مهلک امپراتوری عثمانی حفظ نمود و ایران توانست بار دیگر به عنوان یک قدرت بزرگ سیاسی و مذهبی قد علم کند.
در دوره شاه عباس شهر اصفهان به عنوان پایتخت ایران انتخاب گردید و به اوج عظمت و شکوه دست یافت به طوری که یادگارهای بسیاری از معماری و شهرسازی آن دوران تا عصر حاضر بر جای مانده‌است. صفویان در نتیجه تهاجم افغان‌ها و تصرف اصفهان توسط آنها از میان رفتند.

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 22 تیر 1389    | توسط: علی    | طبقه بندی: تاریخ و فرهنگ ایران،     | نظرات()

واپسین گفتارهای بابك خرمدین

تو این معتصم خیال مکن که با کشتن من فریاد استقلال طلبی ایرانیان را خاموش خواهی کرد . نه ! این حماقت است اگر فکر کنی چون افشین وطن فروش را با زر خریده ای میتوانی ایرانیان را اسیر کنی . من مبارزه ای را آغاز کرده ام که ادامه خواهد داشت .

من لرزه ای بر ارکان حکومت عرب انداخته ام که دیر یا زود آن را سرنگون خواهد نمود . تو اکنون که مرا تکه تکه میکنی هزاران بابک در شمال و شرق و غرب ایران ظهور خواهد کرد و قدرت پوشالی شما پاسداران جهل و ستم را از میان بر خواهد داشت ! این را بدان که ایرانی هرگز زیر بار زور و ستم نخواهد رفت و سلطه بیگانگان را تحمل نخواهد کرد

من درسی به جوانان ایران داده ام که هرگز آنرا فراموش نخواهند کرد . من مردانگی و درس مبارزه را به جوانان ایران آموختم و هم اکنون که جلاد تو شمشیرش را برای بریدن دست و پاهای من تیز میکند صدها ایرانی با خون بجوش آمده آماده طغیان هستند

مازیار هنوز مبارزه میکند و صدها بابک و مازیار دیگر آماده اند تا مردانه برخیزند و میهن گرامی را از دست متجاوزان و یوغ اعراب بدوی و مردم فریب برهانند

اما تو ای افشین . . . در انتظار روزی باش که همین معتصمی را که امروز مانند سگانی در برابرش زانو میزنی و وطن ات را برای او فروختی در همین تالار و روی همین سفره سرت را از بدن جدا کند

مردی که به مادر خود ( میهن ) خیانت کند در نزد دیگران قربی نخواهد داشت و هیچکس به فرد خود فروخته اعتماد نخواهد کرد

و بدینسان نخست دست چپ بابک بریده شد و سپس دست راست او و بعد پاهایش و در نهایت دو خنجر در میان دنده هایش فرو رفت و آخرین سخنی که بابک با فریادی بلند بر زبان آورد این بود

" پاینده ایران "

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 7 تیر 1389    | توسط: علی    | طبقه بندی: تاریخ و فرهنگ ایران،     | نظرات()

جشن فروردین گاه (نوروز) در ایران باستان

زرتشتیان در شب قبل از نوروز، زمانی که تاریکی آخرین شب سال رنگ می بازد، بر بام خانه های خود آتش می افروزند و فردای آن روز با گستردن سفره هفت سین و چیدن خوراکی هایی که از قبل آماده کرده اند، جشن نوروز را آغاز می کنند.

یکی از این خوراکی ها پالوده مروارید است که از اوایل زمستان برای تهیه گندم و نشاسته آن دست به کار می شوند، شیشه یا سبزه از ضروری ترین لوازم سفره هفت سین است، از پنجه کوچک (20 تا 24 اسفند) زنان با همکاری هم به تهیه خوراکی های سنتی مانند نان شیر، کماج شیرین، نان پیه پیاز، حلوای سن، حلوای شکر می پردازند، همچنین آش هفت دونار یا ججه (gega) از هفت نوع غلات و حبوبات تهیه می کنند و در مراسم مذهبی خاص خود مصرف می کنند.

نوشته شده در تاریخ شنبه 22 خرداد 1389    | توسط: علی    | طبقه بندی: تاریخ و فرهنگ ایران،     | نظرات()

سرنوشت و تاریخ حكومت هخامنشیان

هخامنشیان نخست پادشاهان بومی پارس و سپس انشان بودند ولی با شکستی که کوروش بزرگ بر ایشتوویگو واپسین پادشاه ماد وارد ساخت و سپس فتح لیدیه و بابل پادشاهی هخامنشیان تبدیل به شاهنشاهی بزرگی شد. از این رو کوروش بزرگ را بنیانگذار شاهنشاهی هخامنشی می‌دانند.
در ۵۲۹ پ.م کوروش بزرگ پایه‌گذار دولت هخامنشی در جنگ‌های شمال شرقی ایران با سکاها، کشته شد. لشکرکشی کمبوجیه جانشین او به مصر آخرین رمق کشاورزان و مردم مغلوب را کشید و زمینه را برای شورشی همگانی فراهم کرد. داریوش بزرگ در کتیبهٔ بیستون می‌گوید: «بعد از رفتن او (کمبوجیه) به‌مصر مردم از او برگشتند ...»
شورش‌ها وسعت یافت و حتی پارس، زادگاه شاهان هخامنشی را نیز در برگرفت. داریوش در کتیبه بیستون شمه‌ای از این قیام‌ها را در بند دوم چنین نقل می‌کند: «زمانی که من در بابل بودم این ایالات از من برگشتند: پارس، خوزستان، ماد، آشور، مصر، پارت خراسان (مرو، گوش) افغانستان (مکائیه).» داریوش از ۹ مهر ماه ۵۲۲ تا ۱۹ اسفند ۵۲۰ ق.م به سرکوبی این جنبش‌ها مشغول بود.
جنگ‌های ایران و یونان در زمان داریوش آغاز شد. دولت هخامنشی سرانجام در ۳۳۰ ق.م به دست اسکندر مقدونی منقرض گشت و ایران به دست سپاهیان او افتاد.

حملهٔ اسکندر
اسکندر مقدونی سلسله هخامنشیان را نابود کرد، دارا را کشت ولی در حرکت خود به شرق همه جا به مقاومت‌های سخت برخورد، از جمله سغد و باکتریا یکی از سرداران جنگی او بنام سپتامان ۳۲۷- ۳۲۹ ق. م در راس جنبش همگانی مردم بیش از دو سال علیه مهاجم خارجی مبارزه دلاورانه کرد. در این ناحیه مکرر مردم علیه ساتراپ‌های اسکندر قیام کردند. گرچه سرانجام نیروهای مجهز و ورزیده اسکندر این جنبش‌ها را سرکوب کردند ولی از این تاریخ اسکندر ناچار روش خشونت‌آمیز خود را به نرمش و خوشخویی بدل کرد.
پس از مرگ اسکندر (۳۲۳ ق.م) فتوحاتش بین سردارانش تقسیم شد و بیشتر متصرفات آسیائی او که ایران هستهٔ مرکزی آن بود به سلوکوس اول رسید. به این ترتیب ایران تحت حکومت سلوکیان (۳۳۰ - ۱۵۰ ق.م) در آمد. پس از مدتی پارت‌ها نفوذ خود را گسترش دادند و سرانجام توانستند سلوکیان را نابود و شاهنشاهی اشکانی را ایجاد کنند.

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 22 فروردین 1389    | توسط: علی    | طبقه بندی: تاریخ و فرهنگ ایران،     | نظرات()

اعلامیه جهانی حقوق بشر کورش بزرگ (منشور كوروش)

اینك كه به یاری مزدا تاج سلطنت ایران و بابل و كشورها جهات اربعه را به سرگذاشته ا اعلام می كنم كه تا روزی كه زنده هستم و مزدا توفیق سلطنت را به من می دهد دین و آئین و رسوم ملتهائی كه من پادشاه آنها هستم محترم خواهم شمرد و نخواهم گذاشت كه حكام و زیر دستان من دین و آئین و رسوم ملتهائی كه من پادشاه آنها هستم یا ملتهای دیگر را مورد تحقیر قرار بدهند یا به آنها توهین نمایند


منشور حقوق بشر كوروش بزرگ ، پادشاه هخامنشی

من از امروز كه تاج سلطنت را به سر نهاده ام تا روزی كه زنده هستم و مزدا توفیق سلطنت را به من می دهد هرگز سلطنت خود را بر هیچ ملتی تحمیل نخواهم كرد و هر ملت آزاد است كه مرا به سلطنت خود قبول كند یا ننماید و هرگاه نخواهد مرا پادشاه خود بداند من برای سلطنت آن ملت مبادرت به جنگ نخواهم كرد

من تا روزی كه پادشاه ایران هستم نخواهم گذاشت كسی به دیگری ظلم كند و اگر شخصی مظلوم واقع شد من حق وی را از ظالم خواهم گرفت وبه او خواهم داد و ستمگر را مجازات خواهم كرد

من تا روزی كه پادشاه هستم نخواهم گذاشت مال غیر منقول یا منقول دیگری را به زور یا به نحو دیگر بدون پرداخت بهای آن و جلب رضایت صاحب مال تصرف نماید و من تا روزی كه زنده هستم نخواهم گذاشت كه شخصی دیگری را به بیگاری بگیرد و بدون پرداخت مزد وی را به كار وا دارد

من امروز اعلام می كنم كه هر كسی آزاد است كه هر دینی را كه میل دارد بپرستد و در هر نقطه كه میل دارد سكونت كند مشروط بر اینكه در آنجا حق كسی را غصب ننماید و هر شغل را كه میل دارد پیش بگیرد و مال خود را به هر نحو كه مایل است به مصرف برساند مشروط بر اینكه لطمه به حقوق دیگران نزند

من اعلام میكنم كه هر كس مسئول اعمال خود می باشد و هیچكس را نباید به مناسبت تقصیری كه یكی از خویشاوندانش كرده مجازات كرد و مجازات برادر گناهكار و بر عكس ممنوع است و اگر یك فرد از خانواده یا طایفه ای مرتكب تقصیر می شود فقط مقصر باید مجازات گردد نه دیگران

من تا روزی كه به یاری مزدا زنده هستم و سلطنت می كنم نخواهم گذاشت كه مردان و زنان به عنوان غلام و كنیز بفروشند و حكام و زیر دستان من مكلف هستند كه در حوزه حكومت و ماموریت خود مانع از فروش و خرید مردان و زنان بعنوان غلام و كنیز بشوند و رسم بردگی باید به كلی از جهان برافتد

از مزدا خواهانم كه مرا در راه اجرای تعهداتی كه نسبت به ملتهای ایران و بابل و ملتهای ممالك اربعه بر عهده گرفته ام موفق گرداند

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 5 خرداد 1350    | توسط: علی    | طبقه بندی: تاریخ و فرهنگ ایران،     | نظرات()
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic