آمار هر آنچه یك ایرانی باید بداند! - مطالب شهریور 1389

آشنایی با مولوی ، عارف بزرگ ایران

جلال‌الدین محمد ابن محمد ابن حسین حسینی خطیبی بکری بلخی معروف به جلال‌الدین رومی، جلال‌الدین بلخی، رومی، مولانا و مولوی یکی از مشهورترین شاعران فارسی زبان ایرانی به شمار می‌آید. نام او محمد و لقبش در دوران حیات خود «جلال‌الدین» و گاهی «خداوندگار»  بوده و لقب «مولوی» در قرن‌های بعد (ظاهراً از قرن نهم) برای وی به کار رفته و از برخی از اشعارش تخلص او را «خاموش» دانسته‌اند. آرامگاه مولوی در قونیه تركیه می باشد.
 

دیدار با شمس
مولانا در آستانهٔ چهل سالگی مردی به تمام معنی و عارف و دانشمند دوران خود بود و مریدان و عامه مردم از وجود او بهره‌ها می‌بردند تا اینکه قلندری گمنام و ژنده پوش به نام شمس‌الدین محمد بن ملک داد تبریزی روز شنبه ۲۶ جمادی‌الاخر سال ۶۴۲ هجری قمری به قونیه آمد و با مولانا برخورد کرد و آفتاب دیدارش قلب و روح مولانا را بگداخت و شیداییش کرد. (در این ملاقات کوتاه وی دوره پرشوری را آغاز کرد. در این دوره که سی سال از حیات مولانا را شامل می‌شود، مولانا آثاری برجای گذاشته‌است که جزو عالی ترین نتایج اندیشه بشری است.) و این سجاده نشین با وقار و مفتی بزرگوار را سرگشته کوی و برزن کرد تا بدانجا که خود، حال خود را چنین وصف می‌کند:
زاهد بودم ترانه گویم كردی / سر حلقه ی بزم و باده جویم كردی
سجاده نشین با وقاری بودم / بازیچه ی كودكان كویم كردی


مثنوی معنوی
مولانا کتاب معروفش مثنوی معنوی را با بیت معروف «بشنو از نی چون حکایت می‌کند/از جدایی‌ها شکایت می‌کند» آغاز می‌کند. در مقدمهٔ کاملاً عربی مثنوی معنوی نیز که به انشای خود مولانا است، این کتاب به تأکید «اصول دین» نامیده می‌شود
مثنوی حاصل پربارترین دوران عمر مولاناست. چون بیش از پنجاه سال داشت که نظم مثنوی را آغاز کرد. اهمیت مثنوی از آن رو نیست که یکی از آثار قدیم ادبیات فارسی ایران است بلکه از آن جهت است که برای بشر سرگشته امروز پیام رهایی و وارستگی دارد. مثنوی فقط عرفان نظری نیست بلکه کتابی است جامع عرفان نظری و عملی. او خود گفته‌است: «مثنوی را جهت آن نگفتم که آن را حمایل کنند، بل تا زیر پا نهند و بالای آسمان روند که مثنوی معراج حقایق است نه آنکه نردبان را بر دوش بگیرند و شهر به شهر بگردند.» بنابراین، عرفان مولانا صرفاً عرفان تفسیر نیست بلکه عرفان تغییر است.
آثار دیگر مولانا:  فیه مافیه ، دیوان شمس ، رباعیات
 

سال جهانی یونسكو
یونسکو با پیشنهاد ترکیه سال ۲۰۰۷ را سال جهانی مولانا نامیده‌است.
- در این سال تمبر مولانا با نمایی از استاد بهزاد در آمریکا منتشر شد.
- در روزهای ۶ تا ۱۰ آبان ۱۳۸۶، کنگره بزرگداشت هشتصدمین سال تولد مولانا با شرکت اندیشمندانی از 30 کشور جهان در سه شهر تهران، تبریز و خوی برگزار شد. ریاست آن را غلامعلی حداد عادل بر عهده داشت. حدود ۴۵۰ مقاله به این کنگره ارسال شده بود و ۲۸۰ استاد و پژوهشگر در آن به ارائهٔ مقاله پرداختند. در حاشیهٔ این کنگره محمود فرشچیان از تابلوی مینیاتور شمس و مولوی پرده‌برداری کرد.
- برگزاری همایش بین المللی داستان پردازی مولوی در روزهای ۶ و ۷ آبان ۱۳۸۶، در مرکز همایش‌های بین المللی صداوسیما.


مولانا در مثنوی معنوی به سخن گفتن به پارسی سفارش کرده‌است:
پارسی گو گرچه تازی خوشتر است / عشق را خود صد زبان دیگر است

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 30 شهریور 1389    | توسط: علی    | طبقه بندی: آشنایی با بزرگان (پس از اسلام)،     | نظرات()

میهن پرست راستین چه كسی است؟

میهن پرست راستین کسی است که:

- عمر خود را برای کشورش بدهد بسان فردوسی

- جان خود را برای کشورش بدهد بسان آرش کمانگیر

- از دفن شدن در خاک کشورش افتخار کند بسان کورش بزرگ

- از کشور خود دفاع کند و از نا امیدی به دور باشد بسان همه شما  

    

مجسمه کورش بزرگ در پاسارگاد        مجسمه فردوسی در تهران            یک میهن دوست...!

 

امیدوارم شما این موارد را در خود بیابید...

در برخی وبلاگ ها دیده می شود که شخص به اصطلاح میهن دوستی چندین اتفاق ناراحت کننده را با هم می آورد و از این طریق قصد دارد شما را به دفاع از کشورتون سوق دهد. مثلاً در اکثر وبلاگهایی که در مورد خلیج همیشه فارس نوشته اند می بینید که طوری وانمود کرده اند که انگار همه جهان آن نام جعلی را به رسمیت می شناسند!!! در صورتی که شما اگر در ویکی پدیا یا جاهای دیگر ببینید ان نام جعلی هیچ جایی ندارد و سازمان ملل هم نام خلیج فارس را به رسمیت می شناسد.

 که این نوع انتقاد به جز به هم ریختن اعصاب و ناراحتی هم میهنان عزیز فایده ی دیگری ندارد از شما دوستان خواهش می کنم از آوردن نکات منفی پشت سر هم و چشم پوشی از نکات مثبت خود داری کنید که به دور از میهن پرستی است...

نوشته شده در تاریخ شنبه 27 شهریور 1389    | توسط: علی    | طبقه بندی: دیگر نوشتارها،     | نظرات()

آشنایی با حكیم ابوالقاسم فردوسی

حکیم ابوالقاسم حسن پور علی توسی نامور به فردوسی (نزدیک به سال ۳۱۹ تا ۳۹۷ هجری خورشیدی) در دامنه توس خراسان منولد شد. او چکامه‌سرای (حماسه سرا) ایرانی بود که شاهنامه را از نوشتار به سروده در آورد و آن را به نامی‌ترین رزمنامه پارسی تبدیل کرد. در ایران، روز ۲۵ اردیبهشت به نام «روز بزرگداشت فردوسی» نامگذاری شده‌ است.

کودکی و جوانی فردوسی در زمان سامانیان سپری شد. شاهان سامانی از دوستداران ادب فارسی بودند.آغاز سرودن شاهنامه را بر پایه شاهنامه ابومنصوری از زمان سی سالگی فردوسی می‌دانند، اما با درنگریستن به توانایی فردوسی در چامه فارسی می توان چنین برداشت کرد که وی در جوانی نیز به سرایندگی می‌پرداخته ‌است و چه بسا سرودن بخش‌هایی از شاهنامه را در همان زمان و بر پایه داستان‌های کهنی که در داستان های گفتاری مردم جای داشته‌اند، آغاز کرده‌است. این گمانه می‌تواند یکی از سبب های ناهمگونی‌های زیاد ویرایش های دستنویس شاهنامه باشد، به این سان که ویرایش های کهن‌تری از این داستان‌های پراکنده بن مایه نویسندگان شده باشد. از دسته داستان‌هایی که گمان میرود در زمان جوانی وی گفته شده باشد می توان داستان‌های بیژن و منیژه، رستم و اسفندیار، رستم و سهراب، داستان اکوان دیو، و داستان سیاوش را نام برد.
شاهنامه پر آوازه ترین سروده فردوسی و یکی از بزرگ ترین نوشته های ادبیات کهن فارسی می‌باشد. فردوسی برای سرودن آن نزدیک به پانزده سال -بر پایه شاهنامهٔ ابومنصوری- تلاش نمود ، و سر انجام آن را در سال ۳۷۲ شمسی به پایان رساند. فردوسی از آنجا که به گفت خودش "هیچ پادشاهی سزاواری پیشکش شدن شاهنامه را نیافته بود («ندیدم کسی کش سزاوار بود»)"، برای چندی آن را پنهان نگه داشت و در این زمان بخش‌های دیگری نیز به شاهنامه افزود.
پس از گذشت ده سال (نزدیک به سال ۳۸۲ هجری شمسی در سن شست و پنج سالگی) فردوسی که تهی دست شده بود و فرزندش را نیز از دست داده بود، بر آن شد که شاهنامه را به" سلطان محمود" پیشکش کند. ازاین رو ویرایش نوینی از شاهنامه را آغاز کرد و بخش هایی از شاهنامه را که در ستایش پیشینه کهن و شاهان باستانی ایران بودند ، را با سروده هایی در رسای "سلطان محمود" و نزدیکانش جای‌گزین کرد. ویرایش دوم در سال ۳۸۸ هجری شمسی پایان یافت (به باور تقی‌زاده در سال ۳۸۹) که نزدیک به پنجاه هزار تا شست هزار بیت داشت. فردوسی آن را در شش یا هفت نسک برای سلطان محمود فرستاد.
به گفتهٔ خود فردوسی" سلطان محمود" به شاهنامه نگاه نکرد و پاداشی هم برای وی نفرستاد. از این رویداد تا پایان زندگانی، فردوسی بخش‌های دیگری نیز به شاهنامه افزود که بیشتر به پشیمانی و به امید بخشش بودن برخی از نزدیکان "سلطان محمود" مانند «سالار شاه» پرداخته است. در روزهای پایانی زندگی فردوسی از سن خود یاد كرده : "کنون عمر نزدیک هشتاد شد/امیدم به یک باره بر باد شد."
پس از مرگ، از به خاکسپاری پیکر فردوسی در گورستان مسلمانان جلوگیری شد و سرانجام در باغ خود وی یا دخترش در طوس به خاک سپرده شد.

گزیده ای از سروده ها:

سروده ای  درباره نیكی كردن:
نباشد همی نیک و بد پایدار    همان به که نیکی بود یادگار
دراز است دست فلک بر بدی    همه نیکویی کن اگر بخردی
چو نیکی کنی، نیکی آید برت    بدی را بدی باشد اندرخورت
چو نیکی نمایدت کیهان‌خدای    تو با هر کسی نیز، نیکی نمای
 

ابتدای شاهنامه:

به نام خداوند جان و خرد / كزین برتر اندیشه بر نگذرد

خداوند نام و خداوند جای / خداوند روزی ده و رهنمای

 

كیش فردوسی

اگر چشم داری به دیگر سرای / به نزد نبی و علی گیر جای

گرت زین بد آید گناه من است / چنین است و این دین و راه من است

برین زادم و هم برین بگذرم / چنان دان كه خاك پی حیدرم

 

میهن دوستی فردوسی:

چو ایران نباشد تن من مباد / بدین بوم و بر زنده یك تن مباد

دریغ است ایران كه ویران شود / كنام پلنگان و شیران شود

همه جای ایران سرای من است / كه نیك و بدش از برای من است

 

نام و آوازه فردوسی در همه جای جهان شناخته شده و ستوده شده است. شاهنامهٔ فردوسی به بیشتر زبانهای زنده جهان برگردانده شده است.
از فردوسی تندیس های زیادی ساخته شده که شاید کهن ‌ترین آنها تندیس باغ نگارستان باشد. تندیس های دیگر : تندیس میدان فردوسی،تندیس دانشگده ادبیات دانشگاه تهران، تندیس دانشکده ادببیات دانشگاه فردوسی، تندیس رم ایتالیا و تندیس آرامگاه فردوسی.

فردوسی كسی است كه زبان و فرهنگ پارسی را برای ما نگهداری كرد و از این رو بسیاری او را بزرگترین میهن دوست بعد از اسلام می دانند.  روانش شاد باد...

نوشته شده در تاریخ شنبه 20 شهریور 1389    | توسط: علی    | طبقه بندی: آشنایی با بزرگان (پس از اسلام)،     | نظرات()

كوتاه از نقش رستم

نقش رستم نام مجموعه باستانی در شهرستان مرودشت استان فارس ایران است که یادمان‌هایی از ایلامیان، هخامنشیان و ساسانیان را در خود جای داده‌است. آرامگاه چند تن از پادشاهان هخامنشی (از جمله داریوش بزرگ و خشایارشا)، نقش برجسته‌هایی از وقایع مهم دوران ساسانیان (از جمله تاجگذاری اردشیر بابکان و پیروزی شاپور اول بر امپراتوران روم)، بنایی موسوم به کعبه زرتشت و نقش‌برجسته ویران‌شده‌ای از دوران ایلامیان در نقش رستم قرار دارد.
نقش رستم در شمال مرودشت در فاصله ۶ و نیم کیلومتری از تخت جمشید واقع شده‌است و نام آن مانند نام‌های تخت جمشید، نقش رجب و بسیاری نام‌های مکان‌های تاریخی دیگر، ارتباط مستقیم تاریخی با آثار موجود در آن ندارد.

آرامگاه چهار شاه هخامنشی در نقش رستم جای گرفته‌است. هر چهار آرامگاه شکلی شبیه علامت + دارند و در دل کوه با ارتفاع قابل توجهی از سطح زمین قرار دارند.

آرامگاه ها
- آرامگاه داریوش اول: از بین چهار آرامگاه موجود، فقط این آرامگاه کتیبه دارد و تعلق آن به داریوش اول محرز است. در شاخه بالایی آرامگاه، شاه با لباس پارسی و کمان به دست بر روی سکویی سه پله ایستاده و در حال انجام مراسمی است که می‌تواند شاهی یا مذهبی باشد. تصویر فروهر یا به عقیده‌ای اهورا مزدا در بالای سر و پیشاپیش پادشاه قرار گرفته‌است و شاه دست خود را به علامت احترام رو به این تصویر گرفته. سی تن از نمایندگان قبایل مختلف تخت شاهی و سکوی سه پله روی آن را حمل می‌کنند.
- آرامگاه خشایارشا
این آرامگاه در سمت راست آرامگاه داریوش اول قرار گرفته و بجز فقدان کتیبه و برخی اختلاف‌های جزئی در نقش‌های برجسته، کاملاً مشابه آن آرامگاه است. از میان آرامگاه‌های چهارگانه مورد بحث، آرامگاه خشایارشا بهتر از همه حفظ شده‌است و جزئیات سنگ‌تراشی‌های آن سالم مانده‌اند.
معماری داخل حفرهٔ آرامگاه با آرامگاه داریوش اول تفاوت‌های اساسی دارد
- آرامگاه اردشیر اول
این آرامگاه در سمت چپ آرامگاه داریوش اول واقع شده‌است و حجاری آن در مقایسه با دو آرامگاه پیشین بسیار بی‌دقت است.
- آرامگاه داریوش دوم
این آرامگاه غربی‌ترین (منتهی الیه سمت چپ) آرامگاه هخامنشی نقش رستم است و آن را به داریوش دوم منتسب می‌دانند.


نمادهای دوران ساسانی
- تاجگذاری اردشیر بابکان
این یادمان در گوشه شرقی محوطه در ارتفاع دو متری از سطح زمین قرار گرفته و با توجه به کتیبه‌های آن به سه زبان قارسی میانه، پارتی و یونانی، صحنه‌ای را نشان می‌دهد که اردشیر بابکان (سمت راست) دارد حلقه شاهی را از اهورامزدا (سمت چپ) دریافت می‌کند؛ هم شاه و هم اهورامزدا سوار بر اسب‌اند و زیر پای اسب هرکدام یک نفر افتاده‌است. فرد زیر پای اسب اردشیر باید اردوان (آخرین شاه اشکانی) باشد و دیگری اهریمن.
- پیروزی شاپور اول بر امپراتوران روم
این یادمان نزدیک به سطح زمین و در فاصلهٔ ده متری سمت چپ مقبره داریوش اول قرار گرفته‌است و شکست والرین و فیلیپ عرب از شاپور اول را نشان می‌دهد. کرتیر موبد بانفوذ عصر ساسانی پشت سر شاه قرار گرفته و مچ دست والرین در دست شاه است.
- بهرام دوم و درباریان او
این یادمان سمت راست یادمان تاج‌گذاری اردشیر بابکان قرار گرفته و بر روی نقش برجسته دیگری قرار دارد که احتمالاً مربوط به عیلامیان است. در این یادمان بهرام دوم و همراهان او نقش بسته‌اند و بجز شاه بقیه به حالت نیم‌تنه حجاری شده‌اند.
- نبرد بهرام دوم با دشمنان
درست زیر آرامگاه داریوش اول یادمانی با دو صحنه جنگ قرار گرفته‌است که بخش پایینی آن مربوط به بهرام دوم و بخش بالایی احتمالاً مربوط به بهرام سوم است.
- به شاهی رسیدن نرسی
سمت راست آرامگاه داریوش اول یادمانی قرار دارد که به شاهی رسیدن نرسی را نمایش می‌دهد. در این یادمان نرسی حلقه شاهی را از دست آناهیتا دریافت می‌کند.
- جنگ‌های آذر نرسه و هرمز دوم
این یادمان زیر آرامگاه اردشیر اول قرار دارد و دو صحنه جنگ را تصویر می‌کند.
- یادمان ناتمام
سمت راست آرامگاه داریوش اول یادمانی ناتمام قرار دارد که ظاهراً عملیات ساخت آن به دلیل حمله اعراب و سقوط پادشاهی ساسانی نیمه‌کاره مانده‌است. در میان این یادمان، نوشته‌ای به خط نستعلیق و در بیست و چهار سطر به چشم می‌خورد که متن یک وقف‌نامه‌است و ارزش تاریخی ندارد .

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 15 شهریور 1389    | توسط: علی    | طبقه بندی: آشنایی با اماكن تاریخی ایران،     | نظرات()

سخنانی از پادشاهان ایران زمین

سخنان شاهنشاه هرمز فرزند نوشیروان دادگر در هنگام تاجگذاری

ای مردم نیکی ستون پادشاهی است و خرد ستون دین . نرمش بزرگترین بنیاد فرمانروایی است و هوشیاری سرچشمه اندیشه . خداوند من را به پادشاهی برگزید و سپس مرا توانگر ساخت و شما را با توانایی من نیرومند ساخت . من را عهده دار فرمانروایی بر شما و شما را به فرمانبرداری مکلف ساخت مردم ما دو گروه هستند . نخست زیر دستان و دیگری زبر دستان . زنهار مبادا توانمندان ناتوانان را طعمه خویش سازند و یا ناتوان با زبردستان با نیرنگ رفتار کند . زیرا این کار به سستی دولت می انجامد و پایه های کشور را متزلزل خواهد نمود . ای مردم بدانید که روش کشور داری من بر اساس رحمت و مهربانی به زیر دستان و بالا بردن شئون آنهاست و نه چیرگی بر آنان . ترحم و ارفاق بر زیردستان و دفاع از حقوق آنها خواست ماست و نه خوار شمردن آنان . آگاه باشید که نیازمندی های شما به ما در نیازمندی های ما به شماست . ای مردم از کارهای همانند یکی را برگزینید : پارسایی را ریا کاری - ریا کاری را کاردانی - مهر به خویشان را تملق - تظاهر را نیکو کاری - اسراف را گشاده دستی - و . . . شما در مفاهیم متشابه از کارهای پست بپرهیزید و بر آنچه موجب رضای خاطر ماست پایداری کنید . عدل و دادی را که برای رسیدن به آن می کوشیم به یاری آن ما با شما کارهای نیک انجام خواهیم داد پس در پرتو آن همه شما مردمان چه زبر دست و چه زیر دست در برابر من یکسان هستید . این کار زمانی بر شما روشن خواهد شد که ما زبر دستان را برای شما سرکوب خواهیم کرد . همانطور که نیاکان ما کردند . ما در اندیشه این هستیم که همگان را در جای خویش بنشانیم و هیچ حقی ضایع نگردد . ناتوانانی که هوای بلند پروازی در سر دارند مقامی دهیم که در پرتو آن دلاوری و شایستگی آن جایگاه را داشته باشند . پس خویش را برای اجرای یکی از دو مورد آماده کنید : یا راستی که از آن کار شما را بهبود خواهد آمد . یا ترس که شما را ویران خواهد نمود



گفتار شاهنشاه اردشیر یکم به فرزندش شاپور

بدان فرزندم دین و شاهی برادرانی توامانند و بدون تخت پادشاهی دین دوام نمی آورد و رو به زوال میرود و شهریاری بدون دین برجای نخواهد ماند و به فساد کشیده خواهد شد و بدان که دین بنیاد شهریاری و شاهی ستون دین است


گفتاراردشیر پاپکان بنیانگذار دولت مقتدر ساسانی پس از نشستن بر تخت پادشاهی ایران

سپاس و ستایش باد خدائی را که نعمتهایش را به ما اختصاص داد و ما را مشمول عنایت خود ساخت . خدایی که کشور ما را دوباره آرام ساخت و مردم را از شورش به اطاعت در آورد . او را چنانکه شایسته است می ستایم و از نعمتهایش که به ما ارزانی کرده است قدردانی میکنم . ای مردم بدانید که من همه تلاش خودم را در راه برقراری عدالت - ایجاد رفاه برای رعیت - آباد سازی و رونق کشور- نیکی به بندگان - حفظ یگانگی ملی و بازسازی خرابیها به کار خواهم گرفت . اینک من به همه شما اطمینان میدهم که با قوی و ضعیف و شریف و افراد پلید با عدالت رفتار کنم و اجرای قانون را سر لوحه خود قرار دهم و چنان به نیکی رفتار خواهم کرد که ستایش همگان شما را بر خواهم انگیخت و کارهای آینده من گواه بر گفتارم خواهد بود

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 7 شهریور 1389    | توسط: علی    | طبقه بندی: تاریخ و فرهنگ ایران،     | نظرات()
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic