آمار هر آنچه یك ایرانی باید بداند! - مطالب دی 1389

سخنان داریوش بزرگ در كتیبه نقش رستم

------------------داریوش بزرگ : خدای بزرگ است اهورامزدا. که این جهان را بیافرید . که خرد و نیروی کوشش را بر من ارزانی داست به خواست و نیروی اهورامزدا شاهم و فرمانهای او را اجرا میکنم این چنین

دوستدار و پیرو راستی هستم و بدی را دشمنم . خواهان داد و عدل هستم . نه می خواهم که از سوی توانایی به ناتوانی ستم شود و نه میخواهم که ناتوانی به توانایی بد کند
آنچه موافق راستی است میل من است و آنچه خلاف راستی است به شدت با آن مخالفم . خویم را در حد اعتدال نگه میدارم و چون خشم بر مرا فرا گیرد با اراده بر آن چیره میشوم تا مبادا ناروایی روی دهد
هوس اسیر دام من است و بر آن سخت حکومت میکنم . آنرا که نیکی کند مطابق نیکی اش پاداش میدهم . آنکه بد کند به کیفرش میرسانم . به هیچ وجه مایل نیستم که زیان و بد کرده شود و چون کسی مرتکب بدی شد به هیچ وجه مایل نیستم که بی کیفر بماند . هرگاه مردی بر علیه کسی ادعا کند تا مورد دادرسی واقع نشود بر او حکمی روا نمی کنم . از آنانی خوشوقت و خشنود هستم که با تمام نیرو و قدرتشان در راه نیکی بکوشند این چنین است رفتار و کردار من و این است آنچه که من می کنم
در میدان نبرد رزم آرایی چیره هستم . در پیکارگاه دستانم میجنگند . چشم و هوشم نیز بکار است . آنانی که فرمانبرند می بینم و آنانی که خلافی کنند کارشان بر من پوشیده نیست . در میدان پیکار به چالاکی میجنگم . از نیروی دستان و پاهایم به خوبی بهره مند هستم . سوار کاری زبده و چالاکم کمانکشی ورزیده هستم . چه به هنگام نبرد پیاده و چه سواره . نیزه گزاری چرب دست هستم . این و هنرهای دیگر را اهورا مزدا بر من بخشود . اهورامزدا یاری ام کرد و نیروهایم را به نیکی هدایت کرد . ای مرد که این را میخوانی . نیک آگاه باش که داریوش چگونه شاهی است . چه هنراها و نیروهایی دارد . این برای تو ناراست نباشد . آنچه را که گفتم عمل کن. در این كشور ها ، مردی كه وفادار بود ، نیك پاداش دادم و آن كه دشمن بود نیك كیفر دادم ، به خواست اهورامزدا این كشور ها قانون مرا اجرا كردند . آنچه به آنان گفتم آنگونه كردند
تو كه بعد از من شاه خواهی بود از دروغ سخت بپرهیز . مردی كه خواهد دروغزن بود نیك كیفر ده. اگر چنین می اندیشی باید كشورم در امان باشد . آنهایی كه پیشتر شاه بودند در آن مدت ، آنچه را كه من در یك سال و اندی به خواست اهورامزدا كردم نكردند . از آن رو اهورامزدا مرا یاری كرد، چون بدكردار نبودم ، دروغزن نبودم ، خطاكار نبودم ، نه من ، نه دودمانم . بر پایه راستی رفتار كردم : نه به ناتوان و نه به توانا بد كردم ، مردی كه با خاندانم همكاری كرد او را نیك پاداش دادم و آنكه زیانكاری كرد ، او را نیك كیفر دادم . تو كه سپس شاه خواهی بود ، مردی كه دروغزن یا خطاكار است او را دوست مباش و او را نیك كیفر ده . تو كه سپس این نوشته ها را كه من نوشتم ، یا این نگاره ها را ببینی ، آنها را ویران مكن ، تا جایی كه ممكن است آنها را بپای ، تا زمانی كه تندرست باشی
هر آنكه اهورامزدا را بپرستد ، بخشش وی از آن او خواهد بود ، هم در زندگی و هم پس از مرگ
اهورا مزدای بزرگ بزرگترین خدایان . او داریوش را شاه آفرید . او به وی شاهی را ارزانی فرمود و به خواست اهورامزدا داریوش شاه شد . این کشور پارس که اهورامزدا بمن ارزانی فرمود زیباست و دارای اسبان خوب و مردان خوب است به خواست اهورامزدا داریوش شاه از هیچکس نمی ترسد . خدای بزرگ این کشور را از دشمن - خشکسالی و دروغ محفوظ فرماید

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 22 دی 1389    | توسط: علی    | طبقه بندی: تاریخ و فرهنگ ایران،     | نظرات()

آشنایی با نادر شاه افشار

یعقوب لیث یعقوب

نادر شاه افشار، رئیس ایل افشار و بنیانگذار دودمان افشاریه بود که دوازده سال بر ایران حکومت کرد. پایتخت وی شهر مشهد بود. او از مشهورترین پادشاهان ایران پس از اسلام است.
او به مدت ۱۲ سال پادشاهی کرد و در این مدت دائماً به لشکرکشی به نواحی گوناگون مشغول بود. در این مدت توانست بحرین، قندهار، خوارزم، بخارا و بسیاری نواحی دیگر که برای سال‌ها از ایران جدا شده‌بود را به ایران بازگرداند. مهم‌ترین فتح او فتح هندوستان بود.
افغان‌های یاغی پس از فتح قندهار به دست نادر، به دهلی گریخته بودند. نادرشاه سه بار به هند اخطار نمود که افسران اشرف افغان که جزو غارتگران بودند (حدودا ۸۰۰ نفر) و در قتل عام مردم ایران نقش اساسی داشتند را به ایران تحویل دهد. در پی عدم تحویل آنها سپاه ایران از رود سند گذشت و در جنگ کَرنال هندی‌ها را شکست داده و دهلی را تصرف کرد. سپس ۸۰۰ متجاوز افغان را در بازار دهلی دار زدند و بازگشتند. نادر به رغم کمی سپاهیانش در مقابل لشکریان فیل سوار هندی توانست با به‌کارگیری تاکتیک‌های نوین جنگی، لشکر انبوه هندوستان را در هم بکوبد. نادر شاه توانسته بود با آموزش‌های رزمی سنگین و کارآمد ارتش خود را به یک جنگ افزار رعب‌آور برای دشمن تبدیل کند.
جواهراتی چون کوه نور و دریای نور و تخت طاووس و کره جواهرنشان از هند به غنیمت گرفته شد. میزان غنائم به حدی بود که نادر برای سه سال گرفتن مالیات را درایران قطع کرد.

در زمانی که صفویان با هجوم افغان‌ها از هم پاشیده بودند و کشور مورد تجاوز دشمنان داخلی و خارجی بود، عثمانی‌ها ازغرب و روس‌ها از شمال و اعراب از جنوب و ترکمانان از شرق به تاخت و تاز و قتل و غارت مشغول بودند، نادر وضعیت حاکمیت ایران را به‌سامان نمود.
در عهد نادر دشمنان و متجاوزان به کشور توسط وی سرکوب شدند و کشور اندکی از قدرت گذشتهٔ خویش را در حفاظت از مرزها و اعمال قدرت یک حکومت مقتدر مرکزی بر تمام وطن، بازیافت. ترکمانان وازبکان به ماوراءالنهر عقب‌نشینی کردند.
بناهایی که به دستور نادر در خراسان بنا شده‌اند نظیر کلات نادری و کاخ خورشید از آثار مهم بازمانده از این دوران هستند.

در عهد او به سپاه و تأمین نیرو بسیار توجه می‌شد. نادر اقوام ایرانی را متحد و منسجم در زیر پرچم ایران درآورد و باردگیر ایران قدرتمندترین کشور آسیا گشت. شهرها یا ولایات ایران در دوره نادر به شرح زیر بودند: آذربایجان، افغانستان، بلوچستان (پاکستان)، ترکمنستان، گرجستان، داغستان، بحرین، قطر، کشمیر و غیره.
نادر از فرمانروایانی بود که برای آخرین بار ایران را به محدوده طبیعی فلات ایران رسانید و با تدارک کشتی‌های عظیم جنگی، کوشید تا استیلای حقوق تاریخی کشور را بر آب‌های شمال و جنوب تثبیت کند. با افول دولت نادری، سرزمین پهناور فلات ایران که پس از مدت‌ها به زیر یک درفش درآمده و رنگ یگانگی پذیرفته بود، از هم پاشید.

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 20 دی 1389    | توسط: علی    | طبقه بندی: آشنایی با بزرگان (پس از اسلام)،     | نظرات()

درباره ی كاوه ی آهنگر

کاوه‌ آهنگر شخصیتی اسطوره‌ای متعلق به ایران باستان است. در شاهنامه‌ فردوسی آمده که او قیامی مردمی علیه فرمانروایی به نام ضحاک(اژی‌دهاک) را پی می‌ریزد. نشان جنبش او، درفش کاویانی، پیشبند چرمی‌اش است که بر سر نیزه‌ای می‌آویزد.

كوتاه از داستان كاوه آهنگر در شاهنامه:
شیطان در جامه ی آشپز به دربار ضحاك راه می یابد. هنگامی كه ضحاك می خواهد به او مزد بدهد آشپز(شیطان) می گوید: كه من به پول احتیاج ندارم فقط اجازه بدهید بر شانه های شما بوسه بزنم!
جای بوسه های شیطان دو مار می روید. ضحاك باید هر روز مغز دو جوان به این مارها بدهد تا بخورند و آرام گیرند.
به صورت قرعه هر روز دو جوان را می كشتند و مغز آن ها را به مارها می دادند. تا اینكه سه بار قرعه به كاوه ی آهنگر رسید. او هنگامی كه قرعه ی سوم به نام او افتاد حاضر نشد فرزند خود را بدهد و به جنگ با ضحاك پرداخت و با كمك مردم این شاه ستمگر تازی را از بین برد و فریدون را بر تخت پادشاهی نشاند.
او نماد استبداد ستیزی است.

نوشته شده در تاریخ جمعه 3 دی 1389    | توسط: علی    | طبقه بندی: آشنایی با قهرمانان اسطوره ای،     | نظرات()
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic