مامقلی خان از سرداران جنگی و حاکمان زمان شاه عباس یکم صفوی است. او فرماندار (بیگلربیگی) ایالت فارس به همراه بوشهر و بحرین بود. امامقلی خان به دستور شاه صفی در قزوین کشته شد.
او حکمران فارس در زمان شاه عباس یکم بوده‌است و ایرانیان به فرماندهی او (و با کمک انگلیسی‌ها) پرتغالی‌ها را از منطقه هرمز بیرون می‌کنند. امام قلی خان در دوران پادشاهی شاه عباس کبیر به اوج قدرت و محبوبیت رسید و در شیراز صاحب دم و دستگاهی شد.
د. وی در قلمرو حکومت خود تسلط کامل یافت و جزایر قشم و هرمز و متعلقات آنها را بفرمان شاه عباس از پرتغالیان گرفت و از مغرب تا حدود بصره پیش رفت ، چنانکه سراسر خاک فارس و کوهکیلویه و لارستان و بنادر جنوب ، از بندر جاسک تا شطالعرب و تمام جزیره‌های خلیج فارس در قلمرو حکومت او قرار گرفت و او همیشه از بیست و پنج تا سی هزار سوار زبده مجهز جنگاور در اختیار داشت و با آنکه در فارس صاحب اختیار مطلق و مانندپادشاه مستقلی حکومت می‌کرد هیچگاه سر از اطاعت شاه عباس نپیچید و همیشه برای اجرای دستورهای او آماده بود. او توانگرترین حاکمان ایران بود. با آنکه همه ساله هدیه‌های گرانبهایی برای شاه عباس می‌فرستاد داراییش بقدری بود که مخارجش با مخارج شاه برابری می‌کرد. پس از مرگ شاه عباس جانشین او شاه صفی امامقلیخان را با سه پسرش از فارس احضار کرد و در قزوین بناجوانمردی سر برید.

در جنگ ایران و پرتغال و فتح هرمز در ۱۰۳۱ ه.ق امامقلی خان بر طبق نقشه که داشت ابتدا امر داد که در جزیرۀ قشم راه آب شیرین را بر پرتغالی‌ها بستند و عامل امیر هرمز را بر جلفار (رأس الخیمه)در عمان بشورش به ضد ساخلوی پرتغال واداشت و عامل مزبور به مدد افراد محلی جلفار را از چنگ پرتغالیها بدر برد و از آن طریق نیز راه آب شیرین و آذوقه بر پرتغالیهای هرمز بسته شد سپس با این عنوان که جزیرۀ هرموز قبل از ورود پرتغال خراجگذار خان لار بوده و حالیه نیز باید به همان روش عمل کند،از پادشها هرمز مطالبۀ خراج کردند.
لیکن پرتغالیها این دعوا را خلاف حاکمیّت خود داشته به سختی رد کردند بهانه برای حمله مستقیم به هرمز که مقدمات آن تهیه شده و بدست امام قلی خان افتاده بود.قبل از اینکه لشکریان ایران مستعد حمله به هرمز شوند فرماندۀ پرتغالی هرموز برای باز کردن راه آب شیرین از قشم به آن جزیره تعرض کرد و در رجب ۱۰۳۰قسمتی از آن را مسخر ساخته به عجله برای حفظ ساخلو پرتغالی قلعه در آنجا ساخت امام قلی خان در ربیع الاول سال۱۰۳۱با پنج هزار سپاهی به بندر جرون آمد و فوراً قسمتی از همراهان خود را به سرکردگی اماقلی بیگ ممسنی به تسخیر قلعه پرتغالی قشم فرستاد سپاهیان ایران از خشکی و جهازات انگلیس از دریا قلعه را به باد گلوله گرفتند در این وقت قریب ۲۵۰عرب از مردم جلفار و دولت پرتغالی از قلعه دفاع می‌کردند و روی فریره فرمانده بحری هرموز نیز در میان ایشان بود. ساخلو پرتغالی و عرب بزودی احساس کردتد که در مقابل حملات لشکریان ایران و توپها و جهازات انگلیس نمی‌توانند کاری از پیش ببرند به این جهت دست از دفاع برداشتند و فرمانده خود را به تسلیم مجبور ساختند و ایشان تسلیم شدند پرتغالیها و فرمانده بحری هرموز را انگلیسیها به کشتی خود بردند ولی اعراب و ایرانیانی که به دشمن پیوسته بودند بدست سپاهیان اما قلی خان افتادند وبه جرم همدستی با کفارو خیانت به قتل رسیدند

در قزوین وقتی همه جمع شدند به دستور شاه صفوی سه شبانه روزبه جشن و شادی پرداختند.امام قلی خان به علت پیری و ناتوانی از حضور در جشن عذر خواست و شاه عذر او را پذیرفت.اما پسرانش در جشن شرکت کردند.بعد از سه روز جشن و شادی شاه صفوی نا گهان از مجلس خارج شد و به اتاقی دیگر رفت ساعتی بعد چند دژخیم قوی هیکل با جماعتی داخل تالار عمومی شدند و سه فرزند امام قلی خان بردند و سر بریدند .سرها را در سینی به حضور شاه صفوی آوردند شاه صفوی دستور داد سرها را نزد امام قلی خان ببرند و سر او را نیز جدا سازند و هر چهار سر به حضور او برگردانند می‌گویند وقتی دژخیمان وارد محل سکونت امام قلی خان شدند او مشغول نماز بود و چون از قصد آنها آگاه شد مهلت خواست تا نماز به پایان رساند قبول کردند , امام قلی خان با متانت و بدون ذره‌ای ترس نماز را تمام کرد و آماده شد تا سرش را ببرند و چنان کردند سرها را نزد شاه صفوی بردند و او هر چهار سر را به حرم خانه نزد مادرش فرستاد و بعد از آن به نائب الحکومه فارس دستور داد تمامی فرزندان امام قلی خان را بلا درنگ بکشند تا از آن مرد بزرگ نسلی باقی نماند.

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 20 خرداد 1389    | توسط: علی    | طبقه بندی: آشنایی با بزرگان (پس از اسلام)،     | نظرات()